|
شبهای دلتنگی یادمان باشد در کودکی برای یک بار ایستادن هزار بار زمین خورده ایم.
| ||
|
|
[ یکشنبه 11 دی 1390 ] [ 11:58 ب.ظ ] [ شبنم شریفی ]
هنوز هم دلم تنگ می شود برای محض حرف زدنت و برای تکیه کلامهایت که نمی دانستی فقط کلام تو نبود من هم به آنها ... تکیه داده
بودم!
طبقه بندی: عاشقانه، گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد... گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد... نه به شکل " دوستت دارم" و یا نه به شکل " بی تو میمیرم " ... ساده شاید، مثل : " دلتنگ نباش، امیدت به خدا ... فردا روز دیگری ست ! " طبقه بندی: عاشقانه، کاش هفت ساله بودم، روی نیمکت چوبی می نشستم. مداد سوسماری
در دست، باصدای تو دیکته می نوشتم، تو می گفتی بنویس دلتنگی... من آن را اشتباه می
نگاشتم و اخمی بر چهره می نشاندی و من به جبران، دلتنگی... را هزار بار می نوشتم! طبقه بندی: عاشقانه، دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه بر گشتم . . . طبقه بندی: عاشقانه، |
|